حوادث و اوضاعي بوده كه توصيف كرده است و شعرش جزئيات جالب و مهمي را دربارهٴ طاعون خياركي بيان ميكند. او آن بيماري را ((طاعون مغبني)) و ((بيماري سياه)) مينامد، كه تا مدتها بعد معمول نبود.
سيمون در مقدمهاش از اجتماع سيارههاي زحل و مشتري در برج دلو سخن ميگويد كه در سال 1345 رخ داد و عموماً آن را علت اصلي پيدايش طاعون دانستند. (يا ((ريشهٴ برين))؛ همهٴ علل ديگر عوامل كمكي بودند، از قبيل اخلاط، غذا، سن و غيره، و در زبان اخترگويي آن روزگار ((ريشهٴ زيرين)) ناميده ميشدند.) او ميگويد آمدن بيماري با پديدههاي طبيعي علامت داده ميشد، ابر و مه سنگين، رعد و برق، شهاب ثاقب و بادهاي جنوبي مرگآور. سيمون بر خاصيت مسري بودن شديد بيماري تأكيد ميكند و ميگويد اين بيماري از طريق تنفس و جامهٴ بيمار، به وسيلهٴ اثاث او و هرچيزي كه نزديك به شخص بيمار باشد، انتقال مييابد.
ميگويد علل اين بيماريهاي همهگير مهيب بر پزشكان معلوم نشده و همهٴ روشهاي معالجه بيفايده بوده است؛ تقريباً همهٴ پزشكان مونپليه مردند. ميگويد كه اين مصيبت ممكن است يك جزاي آسماني بهخاطر گناه و ظلم بشر بوده باشد. ولي ميافزايد كه بيماري موجب افزايش هرزگي و خشونت مردم شد. به گفتهٴ او، كمتر از يك سوم جمعيت جان سالم بهدر برد؛ در بسياري نقاط شمار مردگان، بيش از زندگان بود؛ شهرها از ساكنانشان خالي شده بود؛ در حالي كه اميران، شهسواران، و قضات غالباً نجات يافتند. زندگي راحت بيش از زندگي سخت دوام يافت.
سيمون ميگويد كه معلومات اخترگويي خود را از ژان مور، فيرمن دو بوال و لئون يهودي مونپليهاي (يعني لاوي بن گرشن) كسب كرده است.
6. آلمـان
يـوهـان هـاكـهٴ گـوتينـگنـي
يوهان هاكهٴ گوتينگني.1 پزشك آلماني كه به مسائل سياسي و ديني آلمان و آوينيون هم علاقه داشت (متوفا 1349).
او درحدود سال 1280 در گوتينگن در يك خانوادهٴ بورژوا به دنيا آمد. پدرش عضو شوراي شهر گوتينگن بود.
يوهان در مونپليه به تحصيل پزشكي پرداخت و در سال 1319 در شمار استادان دانشكدههاي پزشكي و هنرهاي آن دانشگاه ذكر شده است. در فاصلهٴ سالهاي 1314 تا 1318